إعدادات العرض
مرا با دنیا چه کار؟ مَثَلِ من در دنیا، تنها مانند سواری است که زیر درختی سایه میگیرد، سپس کوچ میکند و آن را رها میسازد
مرا با دنیا چه کار؟ مَثَلِ من در دنیا، تنها مانند سواری است که زیر درختی سایه میگیرد، سپس کوچ میکند و آن را رها میسازد
از عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم بر روی حصیری خوابیدند، پس برخاستند درحالیکه [اثر حصیر] بر پهلویشان نقش بسته بود. ما عرض کردیم: ای رسول خدا، کاش برای شما زیرانداز نرمی فراهم میکردیم. ایشان فرمودند: «مَا لِي وَلِلدُّنْيَا، مَا أَنَا فِي الدُّنْيَا إِلَّا كَرَاكِبٍ اسْتَظَلَّ تَحْتَ شَجَرَةٍ ثُمَّ رَاحَ وَتَرَكَهَا». یعنی: «مرا با دنیا چه کار؟ مَثَلِ من در دنیا، تنها مانند سواری است که زیر درختی سایه میگیرد، سپس کوچ میکند و آن را رها میسازد».
الترجمة
العربية Tiếng Việt Indonesia Nederlands Kiswahili অসমীয়া English ગુજરાતી සිංහල Magyar ქართული Hausa Română ไทย Português मराठी ភាសាខ្មែរ دری አማርኛ বাংলা Kurdî Македонски Tagalog తెలుగు Українська ਪੰਜਾਬੀ മലയാളം Moore پښتو ಕನ್ನಡ Türkçe Bosanski မြန်မာالشرح
عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه ذکر کرده است که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بر روی زیرانداز کوچکی که از گیاه بافته شده بود، خوابیدند. وقتی برخاستند، اثر حصیر بر پوست پهلویشان مانده بود. ما عرض کردیم: ای رسول خدا، اگر برای شما فرشی نرم فراهم میکردیم، بهتر از خوابیدن شما بر روی این حصیر زبر بود. پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: من محبت و الفتی با دنیا ندارم که به آن راغب شوم. مَثَلِ من و ماندن در دنیا، تنها مانند سواری است که زیر درختی سایه میگیرد، سپس کوچ میکند و آن را رها میسازد.فوائد الحديث
این [روایت]، بیانگر زهد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در دنیا و رویگردانی ایشان از آن است.
این حدیث به معنای ترک کردنِ ضروریاتِ دنیا نیست، بلکه [نهی از] سرگرم شدن به آن و غفلت از آخرت است. چرا که آن مرد [سوار] نیز از سایهٔ درخت بهره برد و برای رسیدن به [مقصدش] از آن استفاده کرد، اما به آن دل نبست.
[در این حدیث، تشویقی به] عبرت گرفتن از حال پیامبر صلیاللهعلیهوسلم [آمده است]، زیرا ایشان اسوهٔ نیکو هستند، و هر کس از آثار ایشان پیروی کند، هدایت یافته و در دنیا و آخرت رستگار میشود.
[این روایت]، اهتمام و محبت صحابه رضیاللهعنهم به رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم را نشان میدهد.
مشروعیت مثالزدن در دعوت و آموزش.
